آمريکا، آزادی و دمکراسی!!
| |
|
پنجشنبه ۱٥ بهمن ۱۳۸۸
خود فروشی برای تهیه هزینه دانشگاه
آنهایی که بت و کعبه آمالشان فرهنگ و آزادی و دمکراسی از نوع غربیش شده بد نیست به این خبر که لینکش در زیر می آید هم نگاهی بیندازند. قصه از این قرار است که دختری استرالیایی برای تهیه کردن مخارج ثبت نام دانشگاه به تن فروشی روی آورده و بکا رت خود را به مبلغ حدود ٣٢ هزار دلار به حراج گذارده است. شنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸۸
نمونه ای دیگر از حقوق بشر آمریکایی - این داستان: جمشید قاسمی
دو وقت است که انسان نمی تواند سخن بگوید یا مطلبی بنویسد. 1- وقتی که چیزی برای گفتن یا نوشتن نداشته باشد. حالا شده داستان آزادی و دمکراسی و حقوق بشر آمریکایی. انسان نمی داند کجایش را بگوید تا داستان فیل و تعریف فیل در تاریکی که در مثنوی آمده تکرار نشود. با این حال حتی اگر گوشه هایی از آن هم گفته شود بالاخره مفید است. در همین راستا توجه شما را به خبر زیر به نقل از ایرنا جلب می کنم: ایرنا: یک شهروند ایرانی که دو سال با پروندهسازی توسط نیروهای آمریکایی در تایلند دستگیر شد از موارد متعدد نقض حقوق بشر در دوران زندان خود، پیشنهاد 50 میلیون دلاری برای مصاحبه علیه پرونده هستهای ایران و تلاشهای رییس جمهور و وزیر خارجه سابق آمریکا برای انتقال وی به ایالات متحده می گوید. می شود قیافه حق به جانب گرفت و شعار حقوق بشر داد، می شود از دموکراسی و آزادی و حقوق شهروندی و... سخن گفت اما از آن سو توحشی مدرن به نمایش گذاشت. سر دادن شعار حقوق بشر وقتی خوب است که منافع زیادهخواهانه ایالات تازه به دوران رسیده آمریکا را تامین کند در غیر این صورت، پاسخت را با گوانتانامو و ابوغریب یا گلولههای اورانیومی و بمب های 10 تنی و قتل عام و نسلکشی خواهند داد. اگر حقوق بشر دردی از کابوهای بیتمدن دوا نکند، میلیاردها دلار اموال یک ملت بلوکه می شود، هواپیمای مسافربری به قعر دریا فرستاده می شود، صدامها متولد می شوند، مراسم عروسی افغان ها به عزا تبدیل میشود، میدانهای بغداد تبدیل به صحنه جنگ می شود، فروش قطعات هواپیمای مسافربری -به کشوری که می خواهد مستقل باشد- ممنوع می شود و شهروندانش به جرم نجات جان انسان های بیگناه به وحشیانهترین صورت مورد شکنجه و تعقیب قرار می گیرند. داستان واقعی جمشید قاسمی تنها یکی از اسناد وحشیگری یانکیها، نقض حقوق اولیه بشر توسط آنها و رسوایی آنها در ادعای دروغین حقوق انسانی است. قاسمی از پروندهسازیهای آمریکاییهای حامی دمکراسی بر علیه کشورمان پرده برمی دارد، هضم بودن رسانه های بزرگ امریکا در دستگاه جاسوسی این کشور را ثابت می کند و مقایسه ای ساده میان دوران زندان خود و دادگاه کلوتید ریس جاسوس و اغتشاشگر فرانسوی در ایران می کند. او تاجری عادی بوده که به جرم خرید قطعه هواپیمای مسافربری از سوی آمریکایی ها در تایلند دستگیر و شکنجه شده و البته حاضر نشده است آبروی میهنش را در قبال پیشنهاد 50 میلیون دلاری آمریکا معامله کند. جمشید قاسمی در بیان علل بازداشت و اسارت دو ساله خود در تایلند با اتهام زنی از سوی دولت آمریکا اظهار داشت: در رابطه با اسارت و نقض حقوق بشری که در دوران بازداشت من توسط آمریکایی ها و انگلیسی ها صورت گرفت، مجامع بین المللی نیز باید پاسخگو باشند. وی خود را یک بسیجی و خادم مردم معرفی کرد و افزود: فرا فکنی های فراوانی در این رابطه صورت گرفته است و دولت ایران علیرغم تلاش فراوانی که در این رابطه صورت داد، بیشتر علاقمند بود تا دولت های آمریکا و انگلیس بر سر عقل بیایند. من در رابطه با هواپیماها و اورهال (Overhaul)-تعمیر کامل و معاینه کامل- آنها مسئولیت های مختلفی در پروژه های دولتی و هواپیماهای مسافربری داشتم. ** دادگاه آمریکایی مرا به 45 سال حبس در گوانتانامو محکوم کرد این شهروند ایرانی گفت: دادگاه سانتیاگوی واشنگتن آمریکا من را به 45 سال حبس در زندان گوانتانامو محکوم کرده است. 5 سال از آن به اتهام به خطر انداختن امنیت ملی آمریکا و خروج غیرقانونی سلاح به همراه 250 هزار دلار جریمه، 20 سال دیگر را به اتهام پولشویی و وارد کردن 500 هزاردلارخسارت به این کشور و 20 سال دیگر نیز تلاش برای پولشویی در آینده و نوشته اند، این 20 سال دوم ممکن است به 5 سال تقلیل پیدا کند. این در حالی است که من اصلا تا به حال به آمریکا سفر نکرده ام. ** آمریکایی ها برایم دام پهن کرده بودند/ جاسوس آمریکایی سالها مرا تحت نظر داشت قاسمی با بیان اینکه بیش از 20 سال شغل وی خرید قطعات مورد نیاز هواپیماهای مسافربری بوده، اظهار داشت: آمریکایی ها به خوبی مرا می شناختند و از مدت ها قبل برای من دام پهن کرده بودند. در این رابطه یک جاسوس صهیونیست به نام دیوید طالبی از سال های پیش مرا تحت نظر داشت. این جاسوس 38 ساله ایرانی الاصل است و از 5 سالگی ایران را ترک کرده و با والدین خود در آمریکا زندگی می کرد. **"نیش" رمز عملیات آمریکایی ها برای دستگیری من بود این شهروند ایرانی تاکید کرد: دیوید طالبی (جاسوس صهیونیست) با برنامه چند ساله مرا به همراه دو تن از همکارانم که یکی از آنها مترجم ما بود در تاریخ 18 آبان 1385 به بانکوک تایلند کشاند. بعدها متوجه شدیم که بیست تا از اتاق های هتل محل اقامت ما را FBI اجاره کرده بود و این مسئله را بعدها یکی از مستخدمین مسلمان هتل به ما گفت. ** رفتار آمریکایی ها نقض صریح کنوانسیون ژنو بود این شهروند ایرانی در شرح اسارت خود اظهار داشت: غل و زنجیر هایی که به پایم بسته بودند قفل و کلید نداشت ، میلگرد 12 به همراه زنجیر 8 را به هم جوش داده بودند تا با آن مرا به دادگاه ببرند و این مساله نقض صریح کنوانسیون ژنــو در مورد مصونیت نظامی بودن من بود. ** آمریکا هواپیماها را تحریم کرده است یا جان انسانها را؟ وی اظهار داشت: هفت ماه من را با غل و زنجیر و یک وضع بسیار فجیع غیرانسانی جلوی مردم و خبرنگاران به دادگاه می بردند. غل و زنجیرها کلید نداشت و برای باز کردن آن باید دستگاه می آوردند. تمام خیابان ها را با ماموران مسلح می بستند تا مرا به دادگاه ببرند. اتهام من چه بود؟ تامین قطعات هواپیماهای مسافربری جهت نجات جان مسافران که در خطر نباشد. سوال من این است که آیا آمریکا هواپیماها را تحریم کرده است یا جان انسان ها را؟ ** دادگاه تایلند می خواست مرا آزاد کند اما اعمال نفوذ آمریکایی مانع شد وی خاطرنشان ساخت: در دادگاه مطرح شد از آنجایی که اقدامات قاسمی با قوانین تایلند و قوانین استرداد مجرمان منافات ندارد، آیا دادگاه می تواند وی را مورد محاکمه قرار دهد که پاسخ خیر اعلام شد. طبق توافقنامه ای که بین دولت تایلند و آمریکا امضا شده بود، قرارداد استرداد شامل حال من نشد و باید به کشور خودم باز می گشتم. **سفر رایس و بوش به تایلند/ تلاش دستیاران بوش برای انتقال قاسمی به آمریکا این ایرانی اسارت کشیده اضافه کرد: نکته دیگر که بعد از این شروع شد، این بود که چرا خانم رایس که در آن زمان وزیر امور خارجه آمریکا بود، بدنبال من بود و چرا هنوز هم دست از سر ما بر نمی دارد؟ در زمان ریاست جمهوری بوش، وی شخصا به تایلند سفر کرد و بعد از آن نیز خانم رایس به تایلند آمد. بوش قبل از شرکت در مراسم افتتاحیه بازی های المپیک در چین به تایلند آمد و همزمان وکلای من به من می گفتند که بسیار مراقب باش و درزندان عکس العملی بروز نده زیرا ممکن است توسط دستیاران بوش به آمریکا برده شوی. ** اعمال نفوذ، تطمیع و تهدید، راهکارهایی بود که در من اثر نکرد این شهروند ایرانی گفت: آمریکا در مورد من سه گزینه بیشتر در پیش روی خود نداشت. اول اینکه طبق قانون استرداد عمل کند و من را به آمریکا ببرد - دوم اینکه من را تطمیع مالی می کرد و با خود می برد - و سوم اینکه مرا با زور با خود می برد. زمانی که آمریکا در روزهای دادگاه احساس خطر کرد که در حال شکست در دادگاه است، شروع به دادن پیشنهادهای مالی به من کرد. ملاقات هایی از طریق دولت تایلند با من ترتیب دادند، ضمن اینکه عوامل منافقین به عنوان مترجمین آمریکایی ها کار می کردند. **پیشنهاد 50 میلیون دلاری برای پروندهسازی علیه ایران قاسمی افزود: ابتدا از 4 یا 5 میلیون دلار آغاز کردند ولی تا 40 و 50 میلیون دلار رساندند. اعلام کردند ما این مبالغ را به حساب همسرت واریز می کنیم و بعد از تایید ایشان شما همراه ما بیا و بگو چون سرتیپ های ارتش ایران هستم و از حکومت جمهوری اسلامی ناراضی هستم، می خواهم که به آمریکا بروم و هیچ چیز دیگری را هم لازم نیست که اعلام کنی. ** به دلیل سرسختی به "حاجی مقاوت " مشهور شده بودم این ایرانی محکوم به زندان در گوانتانامو ادامه داد: تمام این مسائل در مدت هفت ماهی که دادگاه من در تایلند در جریان بود صورت گرفت. من می دانستم که حکم دادگاه به نفع من خواهد بود و محکم ایستادگی کردم. تمامی این مسائل را در ملاقات هایی که با نمایندگان سفارت جمهوری اسلامی داشتم مطرح می کردم. در این مدت و به دلیل مقاومت و سرسختی در مقابل شکنجه ها به "حاجی مقاومت" معروف شده بودم. **به من چوب حراج زدند تا با لری کینگ در تلویزیون آمریکا مصاحبه کنم ایرانی اسیر در تایلند ادامه داد: من برای رییس جمهوری نوشتم که به من چوب حراج زده اند و برایم وقت مصاحبه با لری کینگ گذاشته اند اما من وطن خودم را نمی فروشم. بعد از این، گزینه سوم آنها که استفاده از زور بود شروع شد. جاسوس هایی در زندان می فرستادند و دعواهای ساختگی به راه می انداختند. چندین دندانم را در زندان با این دعواهای ساختگی شکستند تا من از ترس و از روی فشار فکری و روحی تسلیم آنها شوم. صهیونست ها را به زندان می فرستادند تا مرا شکنجه روحی دهند. **اعتصاب غذا برای زنده کردن روح بابی ساندز قاسمی تاکید کرد: من تروریست نبودم و دولت ایران هم پشت سر من بود و آمریکایی ها مدرکی علیه من نداشتند. **عذرخواهی قاضی تایلندی این شهروند ایرانی که دو سال در تایلند از سوی آمریکایی ها زندانی شده بود به خبرنگار ایرنا گفت: 48 ساعت بازداشت من دو سال طول کشید و در آخر قاضی دادگاه در همان جلسه از من عذرخواهی کرد. وزارت خارجه ایران به دلیل پرونده من، سفیر تایلند را در این دو سال 25 بارفراخوانده بود و به همان میزان هم سفیر تایلند در آمریکا به وزارت خارجه آنها فراخوانده شده بود و همزمان با فشار روحی عوامل آمریکا بر من، فشار سیاسی به دولت تایلند می آورد تا مرا به آمریکا ببرد.هفت قاضی تایلندی حکم به بازگشت من به ایران داده بودند. **آمریکایی ها می خواستند سه گزینه هسته ای را در رایانه من سند سازی کنند جمشید قاسمی گفت: زمانی که من آزاد شدم، لپ تاپ همراه من پلمپ و در اختیار پلیس مهاجرت تایلند بود و نیروهای آمریکایی روز آزادی آمده بودند و میگفتند که ما باید از این لپ تاپ کپی برداری کنیم. حتی برای این مساله به پلیس مهاجرت تایلند پیشنهاد رشوه داده بودند. به کنسول سفارت گفتم که فوری این لپ تاپ باید به سفارت ایران برده شود و بعد از اینکه من سوار بر هواپیما شدم آن را در اختیار من قرار دهید. ** دولتمردان ایرانی فرصت قانونی مقابله به مثل با آمریکا را از دست ندهند وی تصریح کرد: بعد از25 سال پرونده من اولین پرونده محکومیت دولتمردان آمریکا می باشد که از طرف دادگاه کشور دیگرى برعلیه آنان و به نفع دولت ایران صادر گردیده و با این حکم در تمامى کشورها و مجامع بین المللی قانوانا میتوان ادعاى خسارات میلیاردى از اموال آمریکا در کلیه کشورها را کرد. مسئولین محترم دولت این امتیاز مهم راهم از دست ندهنــد. **دستگیری من برای آمریکا به یک مساله حیثیتی تبدیل شده است وی گفت: با ارائه این پرونده در مجامع بین المللی ادعای ایران مبنی بر محکومیـت سران آمریکا در بازداشت نمودن وگروگان گیری غیرقانونی مسئولان نظامی ، دیپلماتهای ایرانی، مامورین دولتی ، شهروندان و تجار ایرانی، توریستهای اعزامی جهت مناسک اسلامی وزیارتی - شبیه پرونده های نصرت الله تاجیک (انگلیس) – آقای اردبیلی(گرجستان) - دیپلماتهای آزاد شده در اربیل (عراق) و آقای شهرام امیری (عربستان)، دستگیری من برای آمریکا به یک مساله حیثیتی تبدیل شده است. **مصادره اموال توسط آمریکایی ها وی به مصادره 600 هزاردلار اموال شخصی وی به دستور دادگاهی در واشنگتن اشاره کرد و از ممنـوعالورود بـودنش به تمـام کشـورهاى جهان و تحـت تعقیـب بـودن توسـط ماموریــن FBI و پلیس بین الملل در سراسر جهان؛ همچنین محکومیـت به 45 ســال حبس در گوانتانامـو سخن گفت. **از کلوتید ریس تا جمشید قاسمی! وی افزود: خانم جاسوسی در لباس استادی دانشگاه اصفهان دراغتشاشات تهران با پاسپورت فرانسوی دستگیر می گردد. مسئولین اتحادیه اروپا - وکیل مدافع تمام اروپائیان – دستگیری وی را اهانت به اتحادیه اروپا عنوان می کند، من از اعضای اتحادیه اروپایی چند سوال دارم: آیا این خانم هم شبیه بنده با غل و زنجیر به دادگاه می رفت؟ آیا شبیه بنده کاری عادی و قانونی داشته؟ آیا در دادگاه وضع ظاهری او شبیه بنده و بابلوز وشلوار نارنجی مخصوص زندان گوانتانامو بوده؟ آیا شکنجه شده بود و دندانهایش شبیه دندانهای من در زندان از بین برده شده و زانوهایش را هم ناقص کرده بودند؟. پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
آب نبات
حالا که کمی گرد و غبار انتخابات نشسته و گشوها و چشمها بهتر می شنوند و و می بینند که چه شده بد نیست مطالبی هم تا آنجا که مربوط به موضوعات مرتبط با این وبلاگ می شود را با هم مرور کنیم. درسته که احمد نژاد بی عیب و نقص نیست ولی وقت فتنه ادم مومن باید زیرک باشه و بدونه کجا باید چشم فتنه را کور کنه.
پنجشنبه ۱۱ تیر ۱۳۸۸
قتل عام از راه دور
وقایع و اخبار مرتبط با آمریکا و تلاش بی وقفه این کشور برای به بردگی کشیدن تمامی مردم جهان آنقد بی حد و حساب است که اسنان می ماند کدامش را انتخاب کند. و این هم یکی از شانسهای آمریکا است که مردم در می مانند از کدام جنایت نظامیانش صحبت کنند! مطلب زیر فکر نکنم احتیاجی به تفسیر داشته باشد. نویسنده اش هم ایرانی نیست که متهم به خیالپردازی و توهم توطئه شود. اظهار نظر هم نیست که نویسنده متهم به جانبداری یا پیشداوری شود. گزارش یک سری اخبار و واقعیات است که نشان دهنده واقعیت سینه چاکان حقوق بشری است که به قول یک مثل عربی آنجا که برنامهایشان اقتضا کند مقتول را می کشند و در تشییع جنازه اش هم شرکت می کنند و اشک می ریزند. پلستاین کرونیکل:
کشتار غیرنظامیان با هواپیمای کنترلی تفریح سربازان آمریکایی است
خبرگزاری فارس: یک تحلیلگر انگلیسی با اشاره به پیشرفت آمریکا در ترفندهای کشتار غیرنظامیان گفت: فرزندان همان نظامیانی که 500 زن و کودک ویتنامی را در روستای "مایلای " قتلعام کردند، امروز با "لم دادن " روی صندلی راحتی، با کشتن افغانها به وسیله هواپیمای کنترلی تفریح میکنند. به گزارش فارس به نقل از "پلستاین کرونیکل "، "استوارت لیتلوود " تحلیلگر انگلیسی این نشریه در مقالهای با عنوان "لم دادن روی صندلی راحتی و کشتن مردم با دستگاه کنترل از راه دور، مشخصه تجاری اسرائیل و آمریکاست "، به بررسی پدیده کشتار غیرنظامیان در تاریخ معاصر جنگهای آمریکا پرداخت. شنبه ۱ فروردین ۱۳۸۸
چشمهای عوضی
با سلام و تبریک و شادباش نوروز و آغاز بهار طبیعت بخشی از پیام اوباما به مناسبت نوروز و اغاز سال ١٣٨٨ رییسجمهور آمریکا با تکرار تلویحی اتهامات واشنگتن درباره حمایت ایران از تروریسم و داشتن یک برنامه هستهیی تسلیحاتی گفت:" آمریکا خواهان این است که ایران به جایگاه واقعی خود در جامعه بینالمللی برسد. شما این حق را دارید، اما این حق مسوولیتهایی حقیقی را به دنبال دارد و نمیتوان از طریق تروریسم یا سلاح به این جایگاه رسید؛ این جایگاه از طریق اقدامات صلحآمیز که عظمت حقیقی مردم و تمدن ایرانی را جلوهگر میشود، به دست میآید. این عظمت نه از طریق توانایی نابود کردن بلکه از طریق به نمایش گذاشتن توانایی ساختن و خلق کردن اندازهگیری میشود." اوباما یا خیلی زرنگه یا خیلی احمق. به هر هر حال در حد وسط نیست. یا واقعا نمی داند یا خود را به آن راه می زند که آن کسی که پدر تروریسم در دنیاست دولت آمریکاست که بی حد و حصر به همه جنایتکاران دنیا اسلحه می دهد و از آنها پشتیبانی می کند که یک نمونه اش اسراییل است که همین دیرور سربازانش اعتراف کردند که دستور داشتند غیر نظامیان را بکشند. جمعه ۸ آذر ۱۳۸٧
اوباما، منتخب مردم؟
در مورد انتخابات آمریکا و پیروزی اوباما در آن این روزها تفسیرهای متعدد و گاهای تا حد زیادی خوش باورانه ای ارائه می شود. البته برای بعضی هم کار تا حدی بالاگرفته که فکر می کنند معجزه جدیدی شده یا نعوذ بالله پیغمبر جدیدی ظهور کرده! در هر صورت من تفسیر نقل شده از سایت تابناک را که در زیر می آید را از همه بیشتر به واقعیت نزدیک یافتم هر چند در مورد آن هم باید بگویم در مورد اینکه اوباما منتخب سیستم بود نه مردم آمریکا کاملا با نویسنده هم عقیده هستم ولی اینکه سیستم در آمریکا به منافع ملی فکر می کند با نویسنده مخالفم. سیستم حاکم در آمریکا یعنی در حقیقت هیئت حاکمه دایمی و پشت پرده آمریکا به فکر منافع اعضای همان سیستم که خودشان باشند هستند نه مردم آمریکا. آنها هر چند سال یک بار برای بقا و پیشرفت کارخانه های اسلحه سازی و ادامه چپاول منابع دنیا نیاز به راه انداختن جنگ جدیدی دارند و پس از آنه هم برای پاکسازی صحنه و تثبیت دست آوردها به کسانی مثل اوباما نیاز دارند. راستش من قبلا (در انتخابات سال ٢٠٠۴) فکر می کردم که این مرحله پاکسازی و تثبیت در همان انتخابات ۴ سال پیش و با پیروزی جان کری صورت پذیرد ولی ظاهرا همان هیئت حاکمه پشت پرده در آمریکا آن زمان را هنوز زود می دانستند و فکر می کردند هنوز می توانند چند جای دیگر را هم در جو موجود ان زمان توسط بوش اشغال کنند (از جمله ایران). در هر صورت این بار پیش بینی قاطع بنده این بود که هیچکس مانند اوباما در این برهه زمانی قادر به ادامه برنامه های هیئت حاکمه آمریکا نخواهد بود. البته فکر کنم مقاله مستقلی در باره مسائل مطرح و سیستم حاکم بر انتخابات آمریکا در یک فرصت مناسب لازم باشد. در هر صورت این هم مقاله سایت تابناک:
رئیس جمهور منتخب مردم یا سیستم؟
حمید فرزانه روند انتخاب رئیسجمهور در آمریکا بر خلاف ظاهر آن که نمایشی از ظرفیت و توان یک نظام سیاسی مبتنی بر دمکراسی و نظام حزبی است، حاصل فرایند تصمیمگیری از سوی صاحبان قدرت، ثروت، ایدئولوژی و در یک جمله، عناصر پشت پرده سیاست در آن کشور است که بر پایه نیازها و الزامات داخلی و خارجی آمریکا صورت میگیرد و دو حزب عمده آن کشور «حزب دمکرات و حزب جمهوریخواه» نقش اصلی این نمایش را بازی میکنند. جمعه ۱٥ شهریور ۱۳۸٧
سارا پالین!
چند مورد در باره خانم پالین معاون معرفی شده مک کین در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا که گوشه هایی از شخصیت این خانم را شاید برای کسانی که در حوزه سیاسی خواهان شناخت بیشتر از معاون ریاست جمهوری احتمالی آینده در آمریکا هستند را روشن کند. این نکات فقط با یک تیتر فارسی و اصل خبر از منابع خبری خود آمریکا آورده می شود: ١- خانم پالین در عرض ۶ سال تحصیلات دانشگاهی پنج بار کالج یا دانشگاه محل تحصیلش را تغییر داده! دلیل اینکه ایشان به این تعداد محل تحصیلش را عوض کرده مشخص نیست ولی این کار هم در آمریکا معمول نیست! ٢- تعریف و تمجیدها از پالین و حملات به اوباما کش دادن(!!!) حقیقت است!! در این مقاله نویسنده آسوشیتد پرس با ذکر مقاطعی از سخنرانیهای پالین و مقایسه آن با حقیقت (که کاملا عکس است) به دنبال راستی آزمایی پالین و ادعاهای او در مورد درستکاریهایش و ملتزم به اخلاق کاری بودنش است. نکته دیگر اینکه پالین در نطق خویش در همایش انتخاباتی حزب جمهوری خواه به غیر از اشاره به احتمال بستن تنگه هرمز توسط ایران حرف دیگری در باره ایران یا مسئله هسته ای نزده است! و خبر آخری اینکه حدود 2 درصد مردم آمریکا تلویزیون را تحریم کرده و از زندگی خود خارج کرده اند. این افراد هم از دسته لیبرالها هستند و هم از محافظه کاران مذهبی. برای این کار خود هم دلایل مختلفی دارند. ولی در یک مسئله شریکند و آن این است که این افراد وقت بیشتری برای فعالیتهای ورزشی و اجتماعی مفیدتر دارند!
VP hopeful Palin attended 5 colleges in 6 years By NICHOLAS K. GERANIOS, Associated Press Writer 26 minutes ago Republican vice presidential candidate Sarah Palin attended five colleges in six years before graduating from the University of Idaho in 1987. Federal privacy laws prohibit the schools from disclosing her grades, and none of the schools contacted by The Associated Press could say why she transferred. There was no indication any of them were contacted as part of the background investigation of Palin by presidential candidate John McCain's campaign. "Our office was not contacted by anyone," said Tania Thompson, spokeswoman for the University of Idaho in Moscow. Palin, the governor of Alaska, was born in Idaho. Her family moved when she was only a few months old to Alaska, where she was raised. She began college at Hawaii Pacific University, a private, nonsectarian school in Honolulu. She attended only as a freshman during the fall of 1982, school spokeswoman Crystale Lopez said. Then known as Sarah Louise Heath, she was in the business administration program as a full-time student, Lopez said. "We're trying to track down someone who knew her," Lopez added. From Hawaii Pacific, Palin transferred to North Idaho College, a two-year school in Coeur d'Alene, about 30 miles east of Spokane. She attended the college as a general studies major for two semesters, in spring 1983 and fall 1983, spokeswoman Stacy Hudson said. "We were not able to track down club affiliations or anything," Hudson said. The school identified one of her professors but he did not remember her, Hudson said. Prior to her selection by McCain, the North Idaho College Alumni Association notified Palin in June she would be the recipient of its 2008-2009 Distinguished Alumni of the Year Award. From North Idaho College, Palin transferred 70 miles south to the University of Idaho, the state's flagship institution. She majored in journalism with an emphasis in broadcast news. She attended Idaho, whose mascot is the Vandals, from fall 1984 to spring 1985. She then returned to Alaska to attend Matanuska-Susitna College in Palmer in fall 1985. Then she returned to Idaho, for spring 1986, fall 1986 and spring 1987, when she graduated. Despite her journalism degree, she does not appear to have worked for the college newspaper or campus television station, school officials said. She worked briefly as a sportscaster for KTUU in Anchorage after she graduated college. The McCain campaign did not have an immediate comment on Palin's higher education record. In a recent interview with the school's alumni magazine, before her selection to run on the GOP ticket, she explained that her curiosity and love of writing made journalism a natural choice. "I was always asking everyone the questions, and I still am today," Palin told the magazine. The University of Idaho is taking advantage of Palin's nomination. A prominent photograph of her is featured on the school's Web site. Copyright © 2008 The Associated Press. All rights reserved. The information contained in the AP News report may not be published, broadcast, rewritten or redistributed without the prior written authority of The Associated Press. شنبه ٩ شهریور ۱۳۸٧
صبحات بهخیر خانم فعال حقوق بشری عزیز
راستش من نمیدونم که چطور شده یه مدتیه که این آقای حسین درخشان وجدان و حس وطن پرستیش بیدار شده یا حداقل اینجور وانمود می کنه. نمی دونم که که کاسه ای زیر نیم کاسه اش هست یا نیست ولی در هر صورت بیایید نگاهی به آخرین نوشته اش در باره خانم شیرین عبادی تحت عنوان "جای من هم گونهی گلانداختهاش را ببوس" بیندازیم و خوب هر کس ازاد است که برداشت خودش را بکند: صبحات بهخیر خانم فعال حقوق بشری عزیز، امیدوارم دیشب در آغوش مرد زندگیات خوب خوابیده باشی. میدانم که خیلی وقت نیست که با چشمهای پف کرده از خواب بلند شدهای و قبل از هر چیزی به اتاق کوچک دختر یا پسر فسقلی شیطانت سر زدهای و صورت آن فرشتهی کوچک را که در خواب هم لبخند میزند چنان بوسیدهای که انگار هیچ چیزی در دنیا مهمتر و گرانتر از او نداری. میدانم که بعد از آن به حمام رفتهای و تن نرم و لطیفت را زیر آب ولرم صاوبنی کشیدهای، موهای بلند خرماییات را شستهای و الان داری از سایش پوست لوسیون خوردهی ابریشمیات با آن جنس نرم لباس سفید و حولهایات لذت میبری. میدانم که برای خودت چای یا قهوهی داغ درست کردهای و پشت کامپیوترت نشستهای و داری ایمیلهایت را میخوانی. چقدر دوست داشتنی شدهای الان که داری ایمیل دوستات را در نیویورک میخوانی که از تو و دیگر اعضای فهرست ایمیلی همکاران حقوق بشریات خواسته است تا در وبلاگت برای یک قاتل یا تروریست یا متجاوز بیگناه دیگری که قرار است هفتهی دیگر اعدام شود، مطلبی بنویسی. من بمیرم برای آن قطرهی اشکی که با خواندن آخرین کلمهی نامهی دوست نیویورکنشینات به گونهات غلطیده. من فدای آن دل نازک و طبع بشردوستانهی تو. ولی زود باش. الان است که آن فرشتهی کوچولو بیدار شود و نگذارد به بقیهی کارت برسی. هرچند که میدانم هیچ شغلی برای تو الان از این بهتر نمیشود که روزها پیش آن فسقلی باشی و بدون دردسر سروکلهزدن با مردان بیشعور توی ادارهها و دفترها و تاکسیها و مغازهها در همان خانه بنشینی و برای نجات قاتلهای خوشتیپ و ترورویستهای لبخند بر لب و متجاوزان معصوم فعالیت کنی و هر ماه هم به اندازهی دویست و پنجاه برابر آن خانمی که تا چند ساعت دیگر میآید تا خانهات را تمیز کند و ظرفهای میهمانی دیشبت را بشوید و پراهنهای شوهرت را اطو کند حقوق بگیری. البته میدانم تقصیر تو نیست. تقصیر این ریال بیارزش است که وقتی آن را از یورو تبدیل میکنی پف میکند و این همه زیاد میشود. فقط خواستم بگویم که پریروز یک هواپیمای قشنگ و شیک آمریکایی که برای آزاد کردن مردم افغانستان از آن مردهای ریشو و بدبو و کثیف طالبان دارد فداکاری میکند، شصتتا بچهی افغانی چشم بادامی شیرین را دور از جون آن فرشتهی آرمیدهی کوچک تو به بهشت فرستاده. بعضی ها را بی سر، بعضیها را بی دست، بعضی ها را با موهای سوخته و صورت جزغاله شده. البته اصلا انتظار ندارم کاری بکنی یا چیزی بنویسی یا امضایی جمع کنی. وقت تو ارزشش بیشتر از اینهاست و زندگی هم بالاخره همین است دیگر. روزی هزارها هزار آدم به دلایل مختلف به بهشت میروند و تو که نمیتوانی برای همهشان کاری بکنی. تو فقط یک نفری و طبیعتا باید خرج زندگیات را هم دربیاوری و میدانم و میدانی که فعلا نان توی دفاع از آدمکشهای جذاب و چشم عسلی است. امیدوارم که دراین صبح قشنگ دل نازکات را با این خبر تلخ نیازرده باشم. ببخشید که چشمانت را برای خواندن این نامه در این صفحهی سیاهپوشیده آزردم. من عزادارم، ولی تو باید به زندگیات برسی. فقط وقتی برای سر زدن به اتاقش میروی جای من هم بوسهای بر گونهی گل انداختهی آن زیبای خفتهات بزن. دوستدار تو، چهارشنبه ٩ امرداد ۱۳۸٧
اشک تمساح غربیها برای آدمکشان
جالب است که این بیانات از کسانی صادر می شود که در دنیا راه افتاده اند و اول بمباران می کنند و بعد می بینند چه کسانی را کشته اند. ریاست دوره ای اتحادیه اروپا روز سه شنبه ضمن ابراز نگرانی از افزایش شمار اعدام ها در ایران، به دار آویخته شدن ۲۹ نفر را در روز یکشنبه در زندان اوین محکوم کرده است. شنبه ٢٢ تیر ۱۳۸٧
واکنش ایران به اظهارات غیراخلاقی مک کین
این هم جوابیه سخنگوی وزارت خارجه ایران به اظهارت مک کین در باره اشتیاق او به کشتن ایرانیان. آدم گاهی به فکر فرو می رود که آیا این همه هندوانه زیر بغل ملت آمریکا گذاشتن و حساب آنها را از سیاستمدارانشان جدا کردن درست است؟ اگر چنین است پس چطور ابله تشنه به خونی مثل این آقا به مرحله نامزدی انتخابات ریاست جمهوری در این کشور می رسد؟ انتخاباتی که هیچگاه عملا بیش از دو نامزد نداشته است؟ اگر ملت آمریکا این قدر صلح دوستند و فهیم و انسان دوست چطور زمام خود را به آدم کشانی از قبیل بوش و مک کین و غیره می دهند؟ واقعیتش این است که ملت آمریکا ملتی به شدت ساده لوح و خودخواه هستند. تا وقتی که منافع آنها تامین است و کشت و کشتار دولتشان در سراسر جهان مشکلی برای آنها ایجاد نکرده آنها هم اصلا کاری به بد و یا خوب بودن جنگ ندارند. جنگ فقط وقتی برای آنها بد می شود که مثل ویتنام یا عراق کشته های آنها زیاد شود یا اوضاع اقتصادیشان کمی بد شود و بیکاری بین آنها زیاد شود. همین!
[ خانه | صفحه انگلیسی |بایگانی| پست الكترونيك | English ] |
خانه
صفحه انگلیسی آرشيو پست الكترونيك English اخبار و اطلاعات آمريكا شبکه جهانی العالم RSS مجال نسل خمينى دشمن شناسی خجالت دات کام مدافعان اسلام بچههاى قلم مجاهد مجازی اخبارى ديگر مقالات سياسى خاكريز از هر درى سخنى حرفهايى براى نگفتن شبنامه دلتنگ صبور رضوان كانون انصار امام-دانشگاه خليج فارس بوشهر کارمند نيوز ايران ديپلماسي منكرات آآآه حسام الدين سفير به نام دوست حديث صداقت تنهاييهاى پريا تارنماي بيدارى مسلمون اخبار ادبی نامههاى سرگشاده تارداشت انجمن وبلاگ نویسان ضد صهیونیسم افشاگران
لطفا قبل از پرسيدن سؤالهای عمومی در قسمت نظرسنجی، مطالب اين صفحه و آرشيو را مطالعه کنيد و مطمئن باشيد در 90% موارد پاسخ خود را خواهيد يافت.
اخبار خبرگزاری شبستان خبرگزاری مهر اخبار ايران بی عنوان دريچه گويا جمهوري اسلامى كيهان اطلاعات ايريب ايسنا ايرنا خانه ملت پايگاههاى جالب تالارهاى گفتگوى خجالت.كام امام خمينى انديشه قم باشگاه انديشه كانون انديشه جوان مركز آمار ايران مركز فرهنگي ميثاق شهيد چمران صبح بلاغ نيروى انتظامى پايگاههاى عربى چهره واقعى آل سعود و وهابيت المقاومة پايگاههاى انگليسى زبان Muslimedia International Play and Learn Imam Khamene'i Al-Islam Islamic Resistance Timarestan پرشينبلاگ |
